تبليغاتX
دنیای بدون دختر

بنا به دلایلی که عنوان می کنم مدیر این وبلاگ ، جناب

پارسا حجازی ، به در گذشت. و این جانب ، مهرصاد

خانلری این وبلاگ رو ادامه می دم.


پارسا که صمیمی ترین دوست من بود ، به خاطر

بیماری قلبی در گذشت و مقبره اش در بهشت زهرا ،

قطعۀ 14.


با جرأت می گم که خاص ترین و راستگو ترین انسانی

بود که در عمرم دیدم.


و این مطلب رو با چشمان گریان می نویسم.


افسوس که روزگار انسان های خوب و هر کسی که

دنبال حقیقت باشه رو از بین می بره.


پارسا جون، داداش، من هواتو دارم... یادت اینجاست...

قربون اون 3 نقطه هایی که آخر بیشتر جمله هات می

زاشتی ...


فقط من می دونم معنی اونا چی بودن...


قربون حرفای 2 پهلوت که فقط من معنی دومش رو می

دونم...


پارساروحت شاد،


دوست دارم داداشم



+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1391ساعت 22:1  توسط parsa  | 
به پروفایلم حتما سر بزنید....

من یه هم جنس باز (هستم - نیستم ) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لعنت به همه ی دخترها.....

یه مشت ابله جمع شدن تو دنیا...... با دید باز نگاهشون کنید...... نازشونو نکشید ببینید چی دارن؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 15:10  توسط parsa  | 
زن عشق می کارد و کینه درو می کند....

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ........

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ..........

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی .........

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد .........

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ........

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .........

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد.....

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد .......

پس قبول کنید: مرد برتر از شما جونور هاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 17:31  توسط parsa 

+ نوشته شده در  شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت 23:42  توسط parsa  | 
مریم:

عجب !

تو اولین پسری نیستی که ضد دختر هست
پسرا همیشه خودشون رو ضد دختر نشون می دن
وقتی که تو شرایط قرار می گیرن اون وقت خنده دار می شه
از این نمونه ها زیاد دیدم
این حرفتو قبول دارم که ما موجودات پلیدی هستیم
چون خیلی خوب پسرا اسکلمون هستن
اگه 3تا دوست پسر داشته باشم ککمم نمی گزه که دارم خیانت می کنم
چون پسرا با یه عزیزم
کل بحث یادشون می ره
اصولا شماها خاک بر سره دخترایین
کمبود محبتم می تونه عاملش باشه
در نهایت عصبانیت یه پسر کافیه بهش بگی عزیزم از من ناراحتی ؟
اون وقت می بینی که چقدر خنگین
__________________________
پارسا: حرفات کاملا درست.......
ولی واسه چسه که من خودمو متفاوت با بقیه پسرا میدونم؟
همینه ....
این چیزها رو منه که تاثیر نمیزاره...
می خوای باور کن میخوای نکن....
ولی دخرای شهرمون خوب میدونن. تا جایی که هر بار برم بیرون چند تا دختر منو میبینن و میگین وای بریم اونور... این پسره...

یا مثلا چند روز پیش یه پسره به بقل دستیش می گفت این همون پسرست که میگم دخترارو اذیت می کنه...

+ نوشته شده در  شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 22:38  توسط parsa  | 
Haji damet garm man 30 salame khak bar sare man ke zan gereftam,kash webeto parsal mikhundam hemaghat namikardam, arezoo daram yeki peyda she tartibe in zane lajane maro bede! Bazam behet sar mizanam

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1390ساعت 22:35  توسط parsa  | 

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم


 

یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه

 

یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده

 

یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده

 

یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی

 

یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

 

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود

 

یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

 

یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی

 

یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

 

یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن

 

یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم

 

یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش

 

یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

 

یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا

 

یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر

 

یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم

 

یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار

 

یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم

 

یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن

 

یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره

 

یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی

 

یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره

 

یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم

 

یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟

 

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق

 

یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم

 

یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن

 

یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال

 

یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه

 

یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش

 

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود

 

یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه

 

یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب

 

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته

 

یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه

 

یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره

 

یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه

 

یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب

 

یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش

 

یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم

 

یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه

 

یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه

 

یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان

 

یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم

 

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن

 

یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با ۹۱۲ زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم

 

یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه

 

یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه

 

یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید

 

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو

 

یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم

 

یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم

 

یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون

 

یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش

 

یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲

 

یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه

 

یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه

 

یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که

 

یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون

 

یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون

 

یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم

 

یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اسفند1389ساعت 12:11  توسط parsa  | 

کیم من؟ دردمندی، ناتوانی                                 اسیری، خسته ای، افسرده جانی

تذروی آشان بر  باد رفته                                  به دام افتاده ای، از یاد رفته

دلم بیمار و لب خاموش و رخ زرد                        همه سوز و همه داغ و همه درد

بود آسان علاج درد بیمار                                  چو دل بیمار شد،  مشکل شود کار

نه دمسازی، که با وی راز گویم                            نه یاری تا غم دل باز گویم

در این محفل چو من حسرت کشی نیست                 به سوز سینه ی من آتشی نیست

الهی در کمند زن نیفتی                                      وگر افتی به روز من نیفتی

میان بر بسته چون خونخواره دشمن                      دلاآزاری به آزار دل من

دلم از خوی او دمساز درد است                          زن بد خو بلای جان مرد است

زنان چون آتشنداز تند خویی                             زن  وآتش ز یک جنسند گویی

نه تنها نامراد آن دل شکن باد                             که نفرین خدا بر هر چه زن باد

نباشد در مقام حیله و فن                                   کم از ناپارسا زن پارسا زن

زنان در مکر و حیلت گونه گونند                          زیانند و فریبند و فسونند

چون زن یار کسان شد مارازو به                          چوتر دامن بود گل خار از او به

حذر کن زآن بت نسرین بر و دوش                      که هر دم  با خسی گردد هم آغوش

منه در محفل عشرت چراغی                             کزو پروانه ای گیرد سراغی

می فشان دانه در راه تذروی                              که ماوا گیرد از سروی به سروی

وفاداری مجوی از زن که بیجاست                      کزین بربط نخیزد نغمه ی ر است

درون کعبه شوق دیر دارد                               سری با تو سری با غیر دارد

جهان داور چو گیتی را بنا کرد                         پی ایجاد زن اندیشه ها کرد

مهیا تا کند اجزای او را                                ستاند از لاله و گل  رنگ و بو را

ز در یا عمق و از خورشید گرمی                     ز آهن سختی از گلبرگ نرمی

تکاپو از نسیم و   مویه از جوی                     ز شا خ تر    گراییدن به هر سوی

ز امواج خروشان  تند خویی                            ز روزو شب دو رنگی و دو رویی

صفا از صبح و شور انگیزی از می                   شکر افشانی و شیرینی از نی

ز طبع زهره شادی آفرینی                              ز پروین شیوه ی بالا نشینی

زآتش گرمی ودم سر دی ازآب                           خیال انگیزی از شبهای مهتاب

گرانسنگی ز لعل کوهساری                             سبکروحی ز مرغان بهاری

فریب از ما رو دور اندیشی از مور                  طراوت از بهشت و جلوه از حور

ز جادوی فلک تزویر و نیرنگ                       تکبر از پلنگ آهنین چنگ

ز گرگ تیز دندان  کینه جویی                      ز طوطی حرف ناسنجیده گویی

ز باد هرزه پو نااستواری                           ز دور آسمان نا پایداری

جهانی  را به هم آمیخت ایزد                         همه در قالب زن ریخت ایزد

ندارد در جهلان همتای دیگر                      به دنیا در بود دنیای دیگر

ز طبع زن به غیر از شر چه خواهی؟            وزین موجود افسونگر چه خواهی؟

اگر زن نوگل باغ جهان است                      چرا چون خار، سر تا پا زبان است؟

چه بودی گر سرا پا گوش بودی                  چو گل با صد زبان خاموش بودی

چنبن خواندم زمانی در کتابی                          ز گفتار حکیمی نکته یابی

دو نوبت مرد عشرت ساز گردد                       در دولت به رویش باز گردد

یکی آن شب که با گوهر فشانی                    ربایید مهر از گنجی که دانی

دگر روزی که گنجور هوس کیش               به خاک اندر نهد گنجینه ی خویش

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 22:55  توسط parsa  | 

پسرها مثل شير مقاوم هستند.

پسرها مثل عقاب زرنگ هستند وهمه چيز را زير نظر دارند.

پسرها افرادي روشن فكر و آينده نگر هستند.

پسرها از غيبت كردن خوششون نمياد.

پسرها افرادي با وفا هستند واگر كسي به آنها محبتي بكنه هيچ وقت يادشون نميره .

پسرها افرادي خوش گزران هستند و از لحظه لحظه ي زندگي شان لذت مي برند.

پسرها افرادي متفكر،باهوش ودر عين  حال عاقل هستند.

پسرها افرادي با شخصيت هستند و اجازه نمي دهند كسي شخصيت آنها را خورد كنه.

 اما.....

دخترها به خود مغرورند.

دخترها مثل موش آب زيركاه هستند.

دخترها فوضول خبر چين ودر عين حال حسودند.

دخترها سعي مي كنند با خيط كردن خودشونو تو دل پسر ها جا بدن.

همين كه يه پسر به آنها نگاه ميكنه قند تو دلشون آب ميشه امّا در ظاهر هيچ   عكس العملي نشان نمي دهند.

دخترها مثل گربه بي چشم و رو هستند.

خودشونو براي همه لوس مي كنند.

دخترها سعي مي كنند با حرف زدن زياد خودشونو شيرين زبون جلوه بدن،امّا اگر دقت كنيد مي فهميد كه هيچ كدام از حرفاشون جالب و قابل شنيدن نيست.

بعضي از اين دختر ها از يه فاصله ي خيلي بلند تر از دماغ فيل افتادند.

همين كه چهار تا دختر دور هم جمع ميشن شروع مي كنند به غيبت كردن از     اين و اون،آن قدر ميگن وميگن كه يك دختر  دو ساله را شوهر ميدن.

اين دخترها همين كه تو يك بحثي كم ميارن شروع ميكنن به گريه كردن.

در واقع سلاح دخترها گريه كردن است.

هميشه اشكشون سر مشكشونه.

تا حرفشونو به كرسي ننشونند يك ريز ور ميزنند.

دخترها مثل اون حيووني كه من خيلي دوستش دارم پاچه مي گيرن.

همين كه يكي بر ضدّ آنها حرفي بزنه قصد جونشو مي كنند.

بعضي از اين دختر ها هميشه دوست دارن با پسرها كل كل كنند.

دخترها مثل اون حيووني كه من خيلي دوسثش دارم هارن.....

 

.........................................

چرا زن ها وجدان پاکی دارند؟

 

به این دلیل که هیچ گاه از ان استفاده نمی کنند.

چرا روانکاوی زن ها خیلی سریع تر از آقایون انجام میگیرد؟

زیرا هنگامی که زمان بازگشت به زمان کودکی می رسد زن ها در همان جا قرار دارند

شباهت زن ها با پیام بازرگانی چیه؟

شما نمیتوانید یه کلمه از حرف های انان را باور کنید وهیچ چیز برای زمانی بیش تر از۶۰ ثانیه دوام نمی اورد.

ورزش کنار دریای زن ها چیست؟

هر موقع آقایی را میبینند شکم هایشان را تو می دهند.

به یک زن با نصف مغز چه می گویند؟

با استعداد

خدا بعد از خلق زن ها چه گفت؟

من میتونم کارمو بهتر انجام بدم

در امریکا به یک زن با هوش و با استعداد چه می گویند؟

توریست

یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟

صدو چهل و چهار زن در یک اتاق

برای درست کردن پاپ کرن به چند زن نیاز است؟

۳نفر یک نفر که ماهیتابه را نگه دارد و۲ نفر دیگر هم گاز را تکان می دهند تا گرما به سطح ماهیتابه برسد.

زن ها لباسهایشان را چگونه تقسیم میکنند؟

"کثیف"  "کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک زن می تواند یک ماشین ارزان قیمت ۲ ملیونی بخرد

ویک سیستم صوتی ۴ ملیون تومانی روی ان نصب کند.

شما به زنی که همه چیز دارد چه میدهید؟

مردی که به  او نشان دهد چطور می تواند از ان استفاده کند.

چرا زن ها تنها نیمی از زنگی خود را با بحران مواجه هستند؟

زیرا انها در تمام طول زندگی خود در نوجوانی به سر می برند.

اینده نگری یک زن چگونه مشخص میشود؟

به جای یک بطری دو بطری مشروب بخرد

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟

چیز هایی که زنان در مورد مردان می دانند

.........................................

میخوای بدونی اگه دختر تو زندگیت نباشه چه حالی میده؟ پس بخون:

 

اعصابت همیشه آرومه .

کسی نیست که همش دمه گوشت نق بزنه .

بادوستای پسرت هرکاری بخوای میکنی و هیچ کس نیست که حرفی بزنه .

حرص نمیخوری .

کسی نیست که اگه باهاش بحث کنی قهر کنه و بره .

مجبور نیستی مدام حرفای چرت و پرت بشنوی .

دیگه کسی نیست که مدام بیاد دمه گوش


ت وزووز کنه و بگه:  بازیگر مورد علاقه ی من برد پیته! عشق من کامران هومنه ...!!!! خلاصه از این مزخرفات در امانی!

هیچوقت دلشوره نداری .

هیچوقت گندی بار نمیاد که  خانواده بهت بی اعتماد بشن و دیگه توو خونه تنهات نزارن !!!

خلاصه اینکه تو کله جهان احتارم واست قائلن .

جزو آدمای تک میشی . که توو دنیا خیلی کم پیدا میشن . البته اگه anti girl  باشی .

...........................................

راز زندگی مشترک طولانی:

هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.

البته جدا از هم.

.


من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.

.


من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.

.


مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که

نوشته شده بود:

می توانید همسر مرا بگیرید.

.

.

مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است

مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.

.


مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن

ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!


.

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :

مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!

..................................................................

-شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش !
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش !
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش !
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !

۲ چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !

۳ اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه !

۴ ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !
 

۵ اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !

۶ محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !

۷ در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با  سوت و دست زدن  او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !

۸ اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !

۹نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست !
ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !

۱۰ در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !

د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !

...................................................................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 11:55  توسط parsa  | 
سلام به همه ی برو بکس گل...... البته فقط پسرهاشون......   دوباره میخوام از وحشی بازی هام تو این 2 هفته ی اخیر بنویسم.... پس گوش کن..... یه روز در حین خوندن درس شیمی به سرم زد یک حرکت باحال بزنم..... فک کردم و نقشه ای اساسی کشیدم... و قرار شد فردا شروع کنم..... حالا حرکتو ببینین...... فردا(که واسه الان به عبارتی زمان گذشته به حساب میاد) توی قلیون سرا نشسته بودیم که به یکی از بچه ها گفتم یکی دو تا شماره دختر بده میخوام باهاشون رفیق شم.... اونم مرام گذاشت دو تا شماره بهم داد... اسم یکی به عبارتی مریم بود و اون یکی ندا..... چشمتون روز بد نبینه مخ زدن اینا شده بود سوژه خنده واسم.... با جک گفتن و چرتو پرتایی که هیچ وقت تو دهنم نمی چرخه مخ مریمو تو یه روز و مخ ندا رو 2 روزه زدم و فک کنم ترک ور داشتن..... با هردوتاشون تیریپ لاو بستم و اساسی قضیه رو عشقی کردم طوری ک مطمئن شده بودند که من اونا رو واسه ازدواج میخوام.... یه حرفایی میزدم بهشون که بعد از هر بار صحبت باهاشون یه قرص اعصاب مینداختم با لا.... میگفتم: مریم جون، عزیزم هفته ی پیش pmc توی اون طالع بینیش گفته بود که متولدین شهریور این هفته عشق در خونشونو میزنه.... منم الان تو رو پیدا کردم....  تو با بقیه فرق داری.... طرز نگاهت ، لبخند نازت ، رنگ چشات ، و...... همشون با بقیه فرق فوکوله..... میگفتم کی میشه بیام خواستگاریت تو رو از بابات بدزدم؟  خلاصه با هر دوتاشون جدا جدا قرار میزاشتم میرفتیم بیرون و کلی لاو میترکوندیم..... حتی متوجه شده بودم که ندا که اولا هی گوشیش و خواموش میکرد (چون مزاحمی زیاد داشت) به خاطر ارتباطش با من یه خط جدید خرید و گفت که این خطشو فقط من و والدین و یک سری از دوستاش دارن.... تا رسیدیم به زمانی که به یکیشون گفتم: مریم ، عزیزم ، من وقتی خونه هستم همش به فکر توام و دوس دارم همش صورت زیبات رو ببینم و پیش من باشی واسه همین یکی از بلوز هاتو بده به من که من تو خونه بوی تو رو حس کنم و فک کنم همیشه پیش منی..... اونم گفت که نمیشه.... چون اگه مامانم یه وقت گفت امشب فلان جا اون بلوزمو بپوشم بهش چی بگم؟ بگم گم شده؟ منم ج دادم خوب اگه میتونی یه بلوز ارزون بخر و یه بار بپوشش که بوی تو رو بگیره و بعد بدش به من... کلی هم التماس کردم تا آخر راضی شد..... همیت حرف رو به اون یکی باقالی هم زدم و اون خیلی سریع فرداش یکی از لباسای خوشکلشون رو داد به من..... یکی دو روز لباس ها دست من بود تا اینکه با هاشون تو 2 روز مختلف قرار گذاشتمو لباسی که اینیکی داده بود بهم رو هدیه دادم به اون ..... و لباسی که اونیکی داده بود بهم رو هدیه دادم به اینیکی..... فردای اون روز به هردوشون زنگ زدمو واسه فرداش باهاشون قرار گذاشتم و گفتم که همون لباسایی که واستون هدیه دادمو بپوشن تا ببینم تو تنشون چجوریه...... البته این قرار رو در یک مکان و یک زمان گذاشتم..... چشمتون روز بد نبینه..... فردا رفتم اونجا دیدم مریمه وایساده..... یه خورده وایسادیم و با هم فک زدیم..... هی میگفت بریم از اینجا الان یکی منو میبینه.... منم میگفتم وایسا الان میریم..... چند دیقه بعد اونیکی پشمک هم اومد..... و منو این باقالیه دید..... سلام کردم.... گفت : علیک سلام.... خانوم کی باشن؟؟؟ گفتم مریم جون هووی جدیدته..... گفت :ااااااااا خلاصه یه نمه با من بگو مگو کرد که رسیدیم به جایی که پرسید مثثلا این چی داره که من ندارم؟؟؟؟؟ ( مریم هم یه نمه قهوه ای شده بود) گفتم خوب این از تو خیلی خوشگل تره ، این یه تار موش به تو می ارزه.....  گفت :این میمون به من می ارزه؟؟؟؟ این حرفو که زد ندا عصبانی شد و افتادن به جون هم..... این میگفت و اون یکی ج میداد..... منم همین طور که دلمو گرفته بودم و از خنده ریسه میرفتم داشتم فکر میکردم که چیکار کنم تا اونا لباس های هم دیگرو ببینن.... یه دفه ندا زد زیر گوش مریم و روسری مریم و در آورد..... مریم هم یقه ی مانتو ی ندا رو گرفت و کشید .... همین موقع لباس ندا معلوم شد..... گفت این لباسو از کجا آوردی؟؟؟؟؟؟؟ جواب داد : پارسا جونم واسم خریده..... گفت این لباسو از من گرفته....... اینو که گفت من دیگه داشتم از خنده میمردم که گفتم د فرار....... دیگه از اون لحظه به بعد ندیدمشون و نمیدونم ادامه ی ماجراشون چی شد..... البته هر روز هم صد بار بهم زنگ میزنن که منم جوابشون رو نمیدم.... باشد تا بار دگر هوش خود را برای ارتباط ها پیش قدم کنند...........  

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت 23:34  توسط parsa  | 

Salam

Baz oomadam.oomadam kea z in mojoodate past fetrato avazi begam midoonam aslant fk kardan raje beheshoon kare dorosti nist ama belakhare kare ma etela resaniye

Har rooz ke migzare nefratam be in sag mazhaba bishtar mishe.akhe olaghjoon yeki nist to khoonevadatoon be toye olagh bege in karaeei ke mikoni goh nemiarze?????

Na kasi nemige midoonid chera?chon vaghti ye dokhtar miad khoone mire too otagh khabesh va dar ro ham be roye hame mibande kasiam joraat nadare biad to otaghesh va az karash chizi nemidoone ke bekhad chizi bege behesh(joz maman joonesh ke hameye pussy bazia ro behesh yad dade pas mosallaman chizi besh nemige)begzarim bezarid az otaghe khabe ye dokhar vasatoon begam:

Otaghiye va ye takht ke mamoolan range roobaleshish ba range kolle otaghesh yekiye az jomle parde/dampaeei roo farshi/mize pc/range divar….. kar nadarim hala hamishe parde otaghesh keshide(HAMISHE)halla midoonid moshkele in chiye?ine ke mamoolan kasaei ke in raftaro az khodeshoon neshoon midan adamaye afsorde va too khodeshoonan ama dokhtar jamaaat hich vaght afsorde nist(hatta age bozortgtarin adamaye donya ham hamchin karaeei konan az afsordegi miposan)pas khodetoon be mafhoome in harfam pey bebarid

To otaghe ye dokhtar hatman ye daftar khaterat peida mikonid ke toosh cherto pert minevise

Masalan: " vaaay vaghti emrooz dastamo gerefti mikhastam bal dar biaram o beram hava dost dashtam boland behet begam doset daram ta hame donya bedoonan ke in pesare male mane.vay amair kash mishod ke to hamishe pasham bashi.az alan daram roze arusimuno(dokhare 17 saleshe) tajasssom mikonam ke to ba ye kote meshki………… "  ya " emrooz vaghti dashtam az madrese mioomadam khone ye pesare ba mazda3 ooomad jelo pam boogh zad o goft" khanoomi beresoonam"kheili doost dashtam savar sham ache ham pesare khosh tip bood ham pooldar kholase behesh goftam gomsho avaziye kesafate…. Va oonam raft yezare pashimoon shodam ama…. "

Albate Alana dg to word minevisan ke ham amniatesh bishtare ham rahattare

Aha rasti axareshoonam ya ahangaye sasy s  u  k zano gosh midan ya ahamgaye ghamgine asheghane ke hich chi azash nemifahman ache olagh toye shotor chi az asheghi mifahmi ?(gharar nis to in weblog harf az eshgh zade beshe pa bikhial)shoma kesafata az hamoon mogheei ke chizetoon kaf mikone fk mokonim asheghin o az in harfa vaghti rabetatoon ba oon pesare be ham mikhore sari mirin ye weblog asheghane misazid ke are man to eshgham shekast khordamo a in mozakhrafat(bullshit)dar vaghe 1hafte bad hame chio faramoosh mikonan man hazeram bahatoon shart bebandam.100%ham motmaeenam…faghat tazahore…..

Ahay dokhtari ke dari matlabe mano mikhooni va akhmat rafte too ham va to delet dari be man fohsh midio migi ahamaghe…… ino bedoon ke man az hameye shoma mojoodate kasif bizaram na az to van a az hich kase dgeei dele khoshi nadaram

Mikham sar be tane shoma gorbe sefatta nabashe pas har chiz mikhai behem fohsh bede chon energy migiram.lanate khoda ham be hameye shoma…..shomaha be joz cherke kafe pa chize dgeei nistin.

I'm just wonna kick them asses because they are so fuckin creature.they are worm of man life…

I'm a super man.other girls just are trash(whitout but…)

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت 22:40  توسط parsa  | 


kill'em all.jpg

خوشحالم.... دیگه بعضیا اینجا خیلی جوش آوردین هان؟؟؟؟؟

وقتی نظراتونو میخونم روحم پرواز میکنه.... (یکی از این عکسارو پوستر کردم زدم به در اتاقم)

دیروز صبح ساعت 6 رفتم لب دریا که طلوع خورشید و ببینم .... یه خورده گذشت یه دختره اومد قیافش ضایه بود ولی ارزش اذیت کردن داشت.... رفتم کتکش زدم.... به جون عزیزم راس میگم... گردنشو از پشت گرفتم هلش دادم با صورت رفت تو ماسه... برگشت منو نگاه کرد و گفت روانی.... تا خواستم دوباره برم طرفش مث اسب فرار کرد... کرکر خنده بود...

آخه شما که جربزه ندارین چرا زیادی ادعاتون میشه.... یارو میگفت دخترم میره ژیمناستیک بدنش بیاد رو فرم... رفتم از لایه پنجره توی باشگاهشونو میدیدم ،، دیدم به جای خرک از دختره استفاده میکنن.... یه دختر اگه هزاری هم بره کلاس تکواندو و همه ی اینا رو تا حرفه ای بره فقط حریف دخترا میشه.... تازه دخترای محله ی ما (شهرک قائم) از پسرا وحشی ترن....

یه بار 3 تا دختر از فامیلای تهرانیمون اومده بود خونمون غروب رفتیم توی پارک شهرک همه دیدیم که دخترای اینجا با دوچرخه زیرشون میکردن... ماها کنار واستاده بودیم نیگا میکردیم...

شماها که میاین دهن گالتون رو وا میکنین و به قول خودتون حرف میزنین میفهمین چی میگین؟؟؟؟؟ یارو داره از حسودی آتیش میگیره میاد میگه تو بیریختی.... میاد میگه اون موتوری که پشت عکس شهریاره ماله خودته؟؟؟؟؟ بدبخت اگه ماها موتور یا ماشین دیشته بشیم با چی شماهارو اذیت کنیم؟؟؟؟ میخوای زیرتون کنیم؟؟؟؟؟

خوب آره همتون دوست دارین زیر بشین...(ر به جای ش)

بابا بسه دیگه.... تنها میرین بیرون وقتی تیکه میندازیم ضایه بشین از ترس سرتون رو هم نمی چرخونین ببینین کی بود.... همین دختره ی پلشت وقتی 2 تا بشن فحش میدن... مطمئنم میدونین دقیقا منظورم چیه.... صد در صد تاحالا واسه همتون پیش اومده این صحنه.... فحش میده و اگه باهاشون دهن به دهن شیم اونم کم نمیره.... البته ما یه روش داریم که همتون کم میارین.... اونم بد و بیراهای چیز داره.... 2 حالت داره.... فحاشی فارسی و فحاشی انگلیسی..... که مخصوص منو شهریاره.... واقعا کم میارن... (توصیه میکنم)...

این تعداد دخترا اگه 3 تا هم باشن بازم عکس العملشون همینه....

از 4 تا به بالا اگه تعداد اینا باشه چون اگه جنسیت مردانگیشونو با هم جمع کنیم شاید به اندازه ی نصف یک مرد بشه دیگه نمدونن میخوان چیکار کنن.... طوری که خودشون به پسرا تیکه میندازن.... اینجا دیگه بستگی به ما داره که چه جوری رفتار کنیم....

ما سه تا پسر که هر وقت تو این موقعیت قرار گرفتیم کتک کاری شد... 3 روز پیش تنها داشتم لب رودخونه قدم میزدم 5 تا دختر نشسته بودن رو جدول پیاده رو داشتن بلند بلند میخندیدن.... من رفتم جولوشون گفتم: عوضی خفه میشی یا خودم خفت کنم؟؟؟

ساکت شدن و یکیشون خندید.... منم زدم رفتم 10 متر اونورتر رو صندلی نشستم.... اونا منو میدیدن و بلند بلند میخندیدن.... یه سیگار زدم و دوباره برگشتم از جلوشون رد شم.... با پاشنه ی پام اگشتای پای اون باقالوسی که اول خندیده بود و لگد کردم.... رک تر بگم... کلا با پاشنه ی پم رو پاش واسادم و اون پامو بردم بالا و رو پاشنه یه دور چرخیدم... دادش رفت هوا: کثافت عوضی....

دوستش اومد به طرفداری از اون جلو..... میگه چرا پاشو لگد کردی... گفتم میخوای تو رو هم مث سیگار لگد کنم؟؟؟؟ گفت بزنم تو گوشت آدمت کنم.... گفتم بزن بخوری.... گفت بزن به چاک... گور تو گم کن... یه 5.6 ثانیه خیره شدم تو چشاش و آروم دستمو بردم جلوی صورتش و یه بشکن زدم.... مث قاطر سرشو کشید اون ور.... گفتم اینجوری خیس میکنی زیرت کنم چه جوری خیس میکنی.... گوشیشو گرفت دستش مثلا زنگ بزنه دوستش گرفت ازش گفت ولش کن بابا... شر میشه.... دیوونس....

منم یه سیگار دیگه روشن کردم جولوش دود اولین پک رو دادم تو صورتش... زدم رفتم... بیچاره آرایشش ور اومد....

 

هی هی هی هی ..... آره پسرا.... دنیا رو انگشت خودتون میگرده... خودتونو به دست بیارین و مطمئن باشین اذیت کردن دخترا خیلی بیشتر از مخ زدن حال میده....

یاد اون 2 تا دختره افتادم که از هرکدومشون یه لباس دخترونه ی خودشونو یادگاری گرفتم و مال اینو هدیه دادم به اون و مال اون یکیو هدیه دادم به این یکی.... (شرح کامل در یکی از مطلبای من یه ابر مردم.... دقیقا نمی دونم یری چندم بود..)

خلاصه اینکه باید بدونین میشه همه ی دخترای دنیا رو مثل هندونه زیر بقلتون جا بدبن....

واقعا از زندگیمون ماها راضی هستیم.... کسایی که همیشه راهشون و ادامه میدن... زن چیه؟؟؟؟؟

میخوام اینجا به شرفم قسم بخورم..... یا هیچ وقت زن نمیگیرم و یا اگه بگیرم همون عروسکه رو که مفصل و پوست و همه چی داره..... به درد شبا میخوره و همه ی نیازای منو برطرف میکنه.... خونمون هم ساکته و هی صدای زیغش مثل رادیو شکسته تو گوشمون نمیمونه.... میشه تنظیمش کرد که چیا بگه... چیا نگه.... و به قول شهریار لازم نیست واسش غیرتی بازی هم در بیاریم....

ترکوندی دادا.... عقده های دلمو وقتی مینویسم با خودم حال میکنم.... یه روزی میاد که با یه اسنایپ از بالای برج افسون همه ی دخترای بابلسر و هد شات کنم.... بعد میام از پایتخت شروع میکنم و رسالت آنتی گرلیم رو بعد از نابودی تمام گربه ها ی انسان نما تمام میکنم.....

من یه ابر مردم ..... من پیامبر دین آنتی گرلم......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 21:33  توسط parsa  | 

همه آنها را بکشید

زمان که می گذرد حقیقت روشن می شود. تازه میفهمیم که چه موجوداتی کنارمان هستند که هر روز

ممکن هست با آنها در

جاهای مختلف برخورد داشته باشیم و نمی دانیم که هر روز تحت تاثیر افکار و حرکات و زندگی آنها

هستیم ولی در کار هایمان

پشیمانی وجود ندارد چون حس حقیقت همه چیز را به مرور زمان مشخص خواهد کرد از بین این همه

آدم دسته ی بسیار کمی هستند

که به این حقیقت پی می برند شاید سوال کنید این حقیقت چیست...

موجودات پست فطرتی که به ظاهر آدم هستند اما به نظر میاد که این طور نیست برای گمراه کرد من و تو

بوجود آمدن  ولی  زمان انتقام خود را خواهد گرفت پس طعم

لذت بردن از آن را به تو میچشاند تا به آن وابسته شوی آن هم موقعی که هدف های خود را در زندگی

مشخص نکردی این حقیقت خطرناک اولین دوست تو خواهد بود

که در ابتدا مهربان - دلربا - زیبا و باعث آرمش تو می شود  ولی زمان می داند که چطور زهر حقیقت را به

تو بچشاند اول تو را از مسیر زندگی

دور میکند در حالی که تو فکر می کنی همه چیز دارد مثل سابق پیش می رود ... همه ی این کارها

بسیار آرام توسط همان موجودات به ظاهر زیبا صورت می گیرد

اما تو دیگر به آن وابسته شدی و راه برگشتی وجود ندارد مگر اینکه بدانی چطور با این حقیقت به ظاهر

زیبا مبارزه کنی ... اما بدان افرادی هم هستن که به مبارزه با آن پرداختن و موفق هم هستن

اما چاره چیست ... مهم تر از همه نفرت نسبت به این موجودات است اگه دل رو به این موجودات واگذار

کنی چنان بلایی سرش می آورند که خودت هم نمی فهمی چطوری این کار رو کردند

وتنها نفرت می تواند به مبارزه با آنان بپردازد ...

 

ختم کلام که پسر جون گوله حرف های این دخترا رو نخور به زندگی بدون اونا فکر کن... و همیشه به دنبال راه هایی باش که حس نفرت رو تو روحت ایجاد کنه تا بتونی به هدف های مهم زندگیت برسی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 20:31  توسط parsa  | 

این دخترا اول صبح هم دوس دارن ضایع بشن....

واسشون فرق نداره.... ما اگه یه روز اول صبح یه اتفاقی واسمون بیوفته تا آخر شب اعصابمون سگی میشه... اینا از بس ذهنشون تک بعدی کار میکنه که زود فراموش می کنن و حتی قضیه ی ضایع شدنشون رو واسه دوستاشون هم تعریف میکنن....

نمی کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا خودم خیلی دیدم.... (امروز اومدم جلو  پسر عموم افه بیام و ناز کنم یه دفه زرتم در رفت انقدر ضایه شدددددم.... ۲ تایی کلی خندیدیم.... کلی؟؟؟)

پسر داشتم از ۴ راه پیش خونمون رد می شدم ۲ تا داف شاستی بالای خرکی نشسته بودن تو ماشین... فشن و تپل.... پشت چراغ قرمز واستاده بودن ... هوا سرد بود و من کاپشن پف پفی پوشیده بودم و زیپشو بسته بودم و تا ته گردنمو کرده بدم توش... کلاه بافتنی سرم بود و کلاه کاپشنمم کشیده بودم رو سرم با یه حالت خوف ُ خف کرده بودم تو لباسم طوری که اگه بابام منو میدید نمیشناختم...

من دیدم راننده هه داره با قفل در ور میره و هی بالا پایینش میکنه....(ماشینش سمند بود).... داشتم رد میشدم دیدم صدام کرد....

ببخشید آقا.......

رومو کردم بهش ..

میشه در و از بیرون واسم باز کنین؟؟؟؟ از تو باز نمی شه....

من دستامو از جیبم درآوردم با یه لحن اوا خواهری باحال (که فقط خودم می تونم بگم) گفتم در و باز کنم؟؟؟؟

خندش گرفت گفت آره

یه دفه اخمامو کردم تو هم گفتم نوچ...

بعد برگشتم و رفتم....

این قضیه هه طوری بود که ۲ تا دختری که کلی توجه جلب می کردن جلوی همه ی کسایی که اونجا وایساده بودن و ماشینایی که پشتشون بود پشم بزرگی شدن.... کلی؟؟؟؟

ولی انصافا اول صبح انرژی گرفتیم در حد اتمی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 20:26  توسط parsa  | 

در مغز هایمان حس کشتن شعله می کشد ...

و تا زمانی که رویاهایمان به حقیقت برسند این حس از بین نخواهد رفت...

در مغزهایمان فقط یک چیز وجود دارد ... سعی کن فرار کنی ... چون ما فقط به

هم جنسان خودمان رحم خواهیم کرد و تو همان کسی هستی که نابود می شوی

ما مجاهدان آهنین هستیم...

 

من از جام انکار  نوشیده ام

و از تخت سلطنتم بر جهان قضاوت می کنم

دادگاه تشکیل شده است

و من چکش چوبی قضاوت را بر میز می کوبم

قاضی منم

هیئت منصفه منم

جلاد هم منم

و تو همان موجود پست فطرت ( دخترا)

با قضاوت من

نابود خواهی شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 20:25  توسط parsa  |